تنها

یه روز بهم گفت : می خواهم باهات دوست بشم آخه می دونی من خیلی

تنهام ، بهش لبخند زدم و گفتم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه

بهم گفت: می خواهم تا ابد باهات بمونم آخه می دونی خیلی تنهام ، بهش

لبخند زدم و گفتم: آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه

بهم گفت: می خواهم برم یه جای دور یه جایی که هیچ مزاحمی نباشه

وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام،

بهش لبخند زدم و گفتم : آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز

تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه می دونی من اینجا

خیلی تنهام ، براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم فکر خوبیه منم خیلی

تنهام، یه روز دیگه تو نامه برام نوشت : من قراره با این دوستم تا ابد

زندگی کنم آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام ، براش یه لبخند کشیدم و

زیرش نوشتم : آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام !!! حالا دیگه اون

تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم

می کنه اینه که هنوز نمی دونه من خیلی خیلی تنهام.....

ادامه نوشته

بیا عاشقی را رعایت کنیم.

عاشقي را رعايت کنيم"

چرا عاقـلان را نـصيـحت کنـيم بياييد از عـشق صحبـت کنيم

تمام عبادات ما عادت­است به بي­عادتي کاش عادت­کنيم 

چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلي را عبادت کنيم

بـه هنـگـام نـيـت بـراي نـمـاز بـه آلاله ها قـصـد غربـت کنيم 

چه اشکال­دارد که در هرقنوت دمي بشنو از ني حکايت­کنيم

چه اشکـال دارد در آيينـه هـا جــمــال خـدا را زيـــارت کنيم

مـگر موج دريا ز دريا جداست چـرا بـر يکي حکم کثرت کنيم 

پراکندگي حاصل کثرت است بــيـاييد تـمـرين وحــــدت کنيم 

وجود تو چون عين ماهيت است چرا باز بـحــث اصـالت کنيم

اگرعشق خود علت­اصلي است چرا بحث معلول و علت کنيم

بيا جيب احسـاس و انديشه را پر از نقل مهـر و محبت کنيم

پـر ازگـلـشـن راز از عــقـل سرخ پر از کيـمياي سعـادت کنيم 

بيايـيـد تـا عـيـن الـقـضـات مــيــان دل و ديـــن قـضاوت کنيم 

اگـر سنت اوست نـوآوري نـگاهي هـم از نـو به سنـت کنيم 

مگو کهنه شد رسم عهد الست بياييـد تـجديـد بيعـت کنيم

بـرادر چـه شـد رسم اخـوانـيــه بيـا يــاد عـهـد اخوت کـنـيـم

بگو قافيه سست يا نادرست همين بس که ما ساده صحبت کنيم

خــدايـــا دلــي آفــتــابـي بــده که از بـاغ گـلـهـا حـمـايـت کنيم 

رعايت کن آن عاشقي را که گفت "بيا عاشقي را رعايت کنيم"

پست اخر من

دلم به وزن آفرینش گرفته است ... حدیث جدایی یا نزدیكی نیست ... ! قدر یكدیگر را نمی دانیم ... در دنیایی كوچك هر یك به اندازه قلب خویش گرفتاریم ... « از هیچ كس نمی پرسند چه هنگام می تواند خدانگهدار بگوید ... از عادات انسانیش نمی پرسند ... از خویشتنش نمی پرسند ... » كاشكی مثل روزهای عید هر روزمان را .. هر لحظه مان را لبریز از عشق قناعت گونه صرف می كردیم ... و بین دلهایمان این همه گله دیوار نشده بود ... كاشكی روزهای واپسین عاشقی فرصتهای غنیمتمان بود ... یكدیگر را می فریبیم .. دل خویش را یك بار هم كه دریایی می كنیم طوفانی میشود ! می خورد به صخره ها می تازد... ویران می كند ... چرا ما یاد نگرفته ایم قانون وفاداری را .... چرا سخت شده است گذشت و گذشتن و دوست داشتن و دوست داشته شدن بی شائبه ... بی محابا ... بی پروا ... 

اردو.............

سلام

حالتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه خبرا ؟؟؟؟؟؟؟؟چند تا عکس از اردو واستون تو ادامه مطلب گذاشتم. 

دیدنش خالی از لطف نیست.




ادامه نوشته

کشاورزی _بیابان

ی به روند مکانیزاسیون شدن کشاورزی

کشاورزي تا قبل از قرن هيجدهم ميلادي به صورت سنتي انجام مي گرفت و ابزار اصلي زراعت هاي آن دوره عبارت از خيش چوبي و داس بود که تا قرن هيجدهم بجز تغييرات کوچکي در طراحي و افزودن فلز به جهت تيزي و برندگي لبه آن، تغيير زيادي به وجود نيامد.
در آمريکا و اروپا غلات با دروکن هاي دستي برداشت مي شدند تا اينکه ماشين هاي دنباله بند اسبي در اوايل قرن هيجدهم ميلادي معمول گشت. برداشت محصول با دروکن هاي دسته بند و کمباين هاي کششي اسبي به همراه خرمنکوب و بوجاري در سال 1835 آغاز گرديد.
در سال 1858 ماشين بخار شخم زني توسط فاوکس، اختراع شد که قادر به کشيدن گاو آهن 8 خيشه با سرعت حدود 8/4 کيلومتر در ساعت در زمين هايي با پوشش چمن طبيعي بود. در سال 1873 پروينز آمريکايي اولين ماشين بخار چرخ زنجيري را توليد کرد. در سال 1876 آگوست اتوي آلماني اولين موتور احتراق داخلي را که بر اساس اصل چهار زمانه کار مي کرد با موفقيت ساخت و سپس موتور دو زمانه توسط کلرک انگليسي اختراع گرديد.
پس از آن نظريه استفاده از گرماي حاصل از تراکم زياد جهت اشتعال سوخت درون سيلندر در سال 1882 توسط دکتر ديزل، آلماني ارائه و بر اساس آن در سال 1898 اولين موتور ديزل با موفقيت ساخته شد.
در سال 1908 اولين آزمايش تراکتور با موتور احتراق داخلي در شهر ويني پک آمريکا انجام شد. در سال 1911 اولين نمايشگاه تراکتور در شهر اوماهاي ايالت نبراسکا برگزار شد. در سال هاي 1910 الي 1914 تراکتورهاي سبک وزن و کوچک تر و همچنين تراکتورهاي بدون شاسي عرضه گرديد.
اولين دروگرهاي موتوري و اولين کمباين هاي کششي با تراکتور، در حدود سال 1916 معمول شد. با شروع قرن بيستم ارتقا سطح مکانيزاسيون کشاورزي براي تعداد زيادي از کشاورزان کشورهاي صنعتي به صورت نياز و يک ضرورت درآمد و استفاده از موتورهاي احتراق داخلي به جاي موتورهاي بخار، در تراکتور رواج يافت.
در ابتداي قرن بيستم تراکتورهاي عظيم الجثه به قدرت 22 تا 45 اسب بخار با وزني حدود 40 تن توليد شد، اما تا سال 1917 طرح هاي توليد انبوه تراکتورهاي سبک تر و کارآمدتر کامل شدند و در سال هاي بعد، کشاورزان شاهد توليد و عرضه تراکتورهاي مجهز به محور انتقال نيرو(پي.تي.او)، بودند که مي توانست ماشين هايي از قبيل: دروکن، بسته بند و کمباين را به حرکت درآورد. با توسعه کاربرد تراکتور و ماشين هاي کشاورزي مسأله کيفيت در اکثر کشورهاي پيشرفته مطرح شد که منجر به تاسيس و ايستگاه هاي آزمايش ماشين هاي کشاورزي شد. اين مراکز ابتدا در فرانسه و پس از آن در سوئد و سپس در ايالات متحده آمريکا(ايالت نبراسکا) به وجود آمدند.
در سال 1920 هم زمان با تصويب قانون آزمون هاي اجباري، مرکز آزمون و ارزيابي تراکتور در دانشگاه لينکلن، واقع در شهر اوهاماي ايالت نبراسکا، تاسيس شد. طبق قانون تصويب شده مي بايست:
1- هر سازنده يک مدل از تراکتور خود را براي آزمايش به مرکز آزمون عرضه نمايد.
2- درمورد ويژگي هاي فني تراکتور خود تبليغات خلاف واقع ننمايد(محاسن و معايب بيان گردد).
3- توليد کننده و فروشنده تراکتور، تعميرگاه هايي با موجودي کافي قطعات يدکي و امکانات خدمات پس از فروش در نقاط قابل دسترسي کشاورزان، به وجود بياورند.
در سال 1924 تراکتورهاي سه چرخ مناسب براي کشت محصولات رديفي معمول گشت و در سال 1932 لاستيک هاي بادي در تراکتورها، مورد استفاده قرار گرفت و به اين ترتيب، سرعت آنها افزايش يافت. در سال 1935 استفاده از موتورهاي ديزل در تراکتورها معمول گرديد. در سال 1937 تراکتورهاي مجهز به اتصال سه نقطه به بازار عرضه شد و سيستم کنترل کشش هيدروليکي خودکار معرفي گرديد و در حقيقت عصر جديدي در استفاده از ماشين هاي زراعي نوين آغاز شد. در سال هاي بعد سيستم خنک کننده تحت فشار در تراکتورها مرسوم و تراکتورهايي که لاستيک آنها جهت سنگين شدن با آب پر مي شدند، متداول گرديد.
در دهه 1940 سيستم محور انتقال نيرو(پي.تي.او) و همچنين کنترل هاي هيدروليکي براي ادوات کشاورزي معرفي شد وتوليد تراکتورهاي چمن زني و باغي به سرعت افزايش يافت. در فاصله دهه 1950 سيستم هاي فرمان هيدروليکي، دنده اتوماتيک و تراکتورهايي با سرعت بيشتر به بازار عرضه گرديد.
در دهه 1960 تراکتورهاي ديزل پرقدرت با جعبه
دنده هيدرواستاتيک و لاستيک راديال ساخته شد. در دهه1970 تراکتورهاي ديزل مجهز به توربوشارژ، اينترکولر، اطاق راننده و همچنين تراکتورهاي چهارچرخ متحرک(دو ديفرانسيل) با قدرت بيش از 100 اسب بخار توليد گرديد.
ادامه نوشته

عذر خواهی

سلام همکلاسی های گلم

خوبین؟حالتون چطوره؟

میدونم که ازدست من خیلی خیلی ناراحت هستید خیلی معذرت میخوام به خدا تقصیر من نبود من دیدم بچه ها دارن میرن سر کلاس خوب منم رفتم من اون ساعت کاری داشتم اگر نه اصلا دانشگاه نمی اومدم دیدم مسلم داره میره سر کلاس منم رفتم.

ولی بدم نشد میدونید چرا؟حدود دوهفته قبل که آزمایشگاه ازدیاد تشکیل نشد ما روز یکشنبه صبح زود ساعت 8 اومدیم دانشگاه و تازه فهمیدیم که آزمایشگاه تشکیل نمیشه و پیش استاد رفتیم وگفتیم که وقتی قرار نیست کلاس تشکیل بشه به ما خبری بدهید که بیخودی دانشگاه نیایم که استاد حواب داد:

من دیروز (شنبه)به خانم ها اطلاع دادم.که هیچ کس به من حداقل خبر نداد.زیاد ناراحت نشید این به اون در.چیزی که عوض داره گله نداره!گفتیم هم یکم با شماها شوخی کنیم هم جبران دفعه قبل بشه.

بازم از شماها خیلی خیلی عذر میخوام هر چند که کاره ای نبودم و باز هم معذرت میخوام.

ایندفعه هم جدیه جدی خدا وکیلی خواهش میکنم که سر کلاس روز سه شنبه تشریف نیارید.این طوری بگم که من بلیطم را برا روز دوشنبه گرفتم پس لطف کنید لجبازی نکنید وسر کلاس نیایید میدونم که لجبازی نمیکنید نمی آیید.

مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!

چگونه روشنفکر شویم؟

اگر قدرت تحلیل شما در حد پت و مت است، اگر فرق اگزستانیالیسم و هویج را نمی دانید، نگران نباشید بسته های آموزشی "روشنفكری در 5 دقیقه" به بازارآمد!

اولین اصل، یادگرفتن تعدادی لغت پرملاته! هرچی بیشتر بدونید بهتره اما اگر مغزتون زیاد كشش نداره همین چهارتا رو حفظ كنید: سیناپس ، پارادایم، نوستالژیك و دیالكتیك. معنی اش زیاد مهم نیست، فقط كافیه هر چند جمله در میون مقداری از این كلمات - به میزان دلخواه- بكار ببرید. البته موظب باشید دوز آن را زیاد بالا نبرید كه تابلو می شود!

ریش پرفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز هم جواب می ده! ریش پروفسوری می تونه یك كارگر افغانی رو به یك شهروند فرهیخته تبدیل كنه!

مدام از پیشرفت خارج تعریف كنید! طوری كه انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی كرده اید. مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!

كراوات خیلی مهمه حتی اگه می خواهید تا سبزی فروشی سركوچه بروید كراوات بزنید. حتی اگر می خواهید با پیژامه بروید باز كراوات را بزنید! برای اینكه در ذهنتان ملكه شود می توانید شبها با كراوات بخوابید!

اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت از صاحبخانه گلایه كنید و خودتان را ناراحت نشان دهید. البته اگر دستشویی فرنگی داشتند هول نكنید! دستشویی فرنگی هم مثل دستشویی های خودمان همان دو مرحله را دارد. فقط مواظب باشید مراحل را جابجا انجام ندهید!

پیتزا دیگه دمده شده، سعی كنید اسم غذا هایی رو حفظ كنید كه بقیه حتی نمی تونند تلفظش كنند. مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و...البته اگر توی رستوران بودید قبل از به زبان آوردن این كلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون كنید و یك چرخ بدهید اگر به چیزی برخورد نكرد احساس تشنگی كنید و یك لیوان آب سرد سفارش بدهید!

داشتن یك وبلاگ ضروریه. البته اگر هنوز فرق بین كیس و مانیتور رو نمی دونید بروید به پاراگراف بعدی! قالب وبلاگ باید حتماً سیاه باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی و فریادی از فراسوی فراخنای تاریكی های ظلمانی! اسم وبلاگ هم باید یكی از این ها باشد: فریاد بی صدا، اسیر حجم خلوت بی كسی، غریب غروب غربت غارغار! برای مطالب توش هم میتونید یك كتاب از احمد شاملو بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش رو تایپ كنید بریزید تو حلق وبلاگ!

سعی كنید عینكی شوید. عینك سمبل مطالعه ی زیاده! اگر حوصله مطالعه ندارید یك روش سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشكاری با دقت نگاه كنید!

و بالا خره مانیفست روشنفكری ...

كتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت، سروش و گوگوش كتب اربعه ی روشنفكران محسوب می شوند.

حالا خیلی به آخری گیر ندید بیشتر با سی دی حال می كنه!
__________________

ترین ها

همکلاسی عزیز و خوبم سلام

متاسفم.

همیشه با ذوق و شوق فراوان و به عشق تمامی دوستان همکلاسی وارد وبلاگ می شدیم و پستی را می گذاشتیم  اما این بار با کوله باری از غم و اندوه و شکایت این پست را می گذاریم . شکایت از برخی همکلاسان که جنبه ی پایین خود را نشان دادند و  شکایت ازبی ذوقی برخی از همکلاسان که جای تاسف دارد ، شکایت از گذر فرصت های شیرین  روزهای دانشجویی و بی اهمیت بودن دوستان نسبت به این موضوع و شکایت از ...

شایان ذکراست که من تمام سعیم را کردم ولی اخر ترم بود و ما میخواستیم بامجوزبریم که همه حضورداشته باشند واگرجزاین بود هر روزی که اراده کنیدمیرویم

حال تصمیم گرفتم ترین های کلاس رابنویسم که البته جنبه طنز دارد وهیچ سوء نیتی ندارم ودر ان صفات برخی از دوستان را که احساس کردیم شاید جنبه بودن نامشان در ترین ها را  دارند نوشتیم .

"ترین" های دانشجویی

این متن بدون هیچ سوء نیتی نوشته شده،لطفازیاد جدی نگیرید.تنها یک شوخی ست در این روزهای پایانی ترممان
  1. مامان ترین دانشجو:خانم اسکندری
  2. آنتن ترین دانشجو:خانم ن.م(نه منظورم اینه نمیگم)
  3. زرنگ ترین دانشجو:خانم پروازه( ایشان در طول۲سال دانشجویی نه تنها عفد بلکه عروس شدند 
  4. فداکارترین دانشجو:منوره قاسم زاده (ایشان درطول چندترم اخیرمحض رضای همکلاسی هایشان ایثار نموده وجزوه ها را تمام و کمال می نوشتند )
  5. بی قرارترین دانشجو:خانم دادستان (همچنین آرزومند ترین)
  6. ساکت ترین دانشجو:خانم عابدین زاده
  7. گل ترین دانشجو:خانم گلستانی
  8. شریف ترین دانشجو:مریم شریفیان  
  9. ساده ترین دانشجو:خانم میرزایی(خاکی خاکیه.ولی باغیه!!!)
  10. مخلوط ترین دانشجو:خانم حیدری
  11. محجبه ترین دانشجو:خانم فردین
  12. زودترین دانشجو:مینامحمدی(هیچ وقت تاخیر ندارند)  
  13. باصفاترین دانشجو:خانم عرب زاده 
  14. مخالف ترین دانشجو:خانم حسام عارفی(ایشون سعی میکنند همیشه برخلاف مسیر رودخونه شناکنند!!)
  15. خسیس ترین ها:خانم محرابی ودلایی میلان(هنوزشیرینی نامزدیشان راندادند)


      

  1. زبل ترین دانشجو:سلمان احمدیوسفی
  2. باهوش ترین دانشجو:اقای دکتر
  3. ...ترین دانشجو: (نیاز به توضیح ندارد)
  4. یاورترین دانشجو:محمدمرادی (هروقت علی اسدابادی را دیدید ایشان یا سمت راستش ایستاده یا سمت چپش)
  5. ...... ترین دانشجو:میثم سنجری نیا
  6. ... ترین دانشجو:فروزان مهر
  7. مرتَب ترین دانشجو:علی اسدابادی
  8. پیله ترین دانشجو:آقای حاج غنی (بعداز امتحانات پایان ترم همواره استاد را تا دم خانه شان بدرقه می کنند!)
  9. بی جنبه ترین دانشجو: -----------؟! اگه جنبه داشت که بهش لقب بی جنبه ترین نمی دادم پس چون جنبه نداره اسمش رو نمیارم بمونید تو خماریش)

  10. پایه ترین دانشجو:سعید مرادی زاده

  11. جیرفتی ترین دانشجو:مجتبی ناصری

  12. مظلوم ترین دانشجو:اقای محمدخانی

 ((((آنهایی که به جایشان ...نشسته ،به دلیل نبود آزادی بیان و... سانسور شدند)))             و...

شما چیز تر و چیز ترینی بهتر به ذهنتان آمد برایمان بنویسید،آنها هم که  نامی ازشان برده نشده ما  تر و ترین به ذهنمان نرسید،شما نظری دارید حتما بفرمایید.بهترین و  شیرین ترین لحظه های تر و تازه نصیبتان

خبر

سلام

صندلی داغ آقای علی کرمی تمام شده است لطفا سوال نکنید.


با همه هماهنگ شده که هیچکس روز شنبه سر کلاس فیزیولوژی نیاد اینو نوشتم برا اوناییکه احتمالا خبردار نشده بودن یا قصد اومدن داشتن.

پس یادتون نره سر کلاس نیاین.


نفرهشتم

سلام

اين دفعه تصميم گرفتم نفر بعدي با اجازتون دختر نباشه چون خيلي ها بهم گفتن كه ايشونو بذارم برا صندلي داغ به بزرگيه خودتون ببخشيد.

در مورد اينكه صندليه داغ چند روزي تعطيل شد به خاطر اين بود كه هم امتحان داشتيم هم يكم بي مزه ويخ شده بود برا همين چند وقتي تعطيلش كردم.


نفر هشتم صندلي داغ:

جناب آقاي علي كرمي

روزمادر

مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. مادر – مامان – مام – ام و… برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.
مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.