تنها
|
یه روز بهم گفت : می خواهم باهات دوست بشم آخه می دونی من خیلی
تنهام ، بهش لبخند زدم و گفتم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه بهم گفت: می خواهم تا ابد باهات بمونم آخه می دونی خیلی تنهام ، بهش لبخند زدم و گفتم: آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه بهم گفت: می خواهم برم یه جای دور یه جایی که هیچ مزاحمی نباشه وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام، بهش لبخند زدم و گفتم : آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام ، براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم فکر خوبیه منم خیلی تنهام، یه روز دیگه تو نامه برام نوشت : من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام ، براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام !!! حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم می کنه اینه که هنوز نمی دونه من خیلی خیلی تنهام..... |


مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که
زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. مادر – مامان –
مام – ام و… برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج
دوستی و محبت.