
آفتاب دل در جوشش ناب عرفه، وضو میگيرد و در صحرای تفتيده عرفات، جاری میشود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسی است. لبها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشمها از ضريح اجابت، تصوير میدهد و اين صحرای عرفات است كه با كلمات روحبخش دعای امام حسين (ع) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش میكند. اشک و زمزمه ما را نيز بپذير، ای خدای عرفه.
بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي
خداي من!
خواندمت پاسخم گفتي
از تو خواستم عطايم كردي
به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي
به تو تكيه كردم نجاتم دادي،
به تو پناه آوردم حمايتم كردي
خدايا!
از خيمهگاه رحمتت بيرونمان مكن
از آستان مهرت نوميدان مساز
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان
از درگاه خويشت ما را مران
اي خدا مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت بخش
و جسم و دينم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن
و از آتش جهنم رهايم ساز.
خداي من!
تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصلهاي كه من از تو گرفتهام.
تو اين قدر دلسوز مني!
خدايا!
تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟
تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟
تو كي پنهان بودهاي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند
كور باد نگاهي كه ديدهباني نگاه تو را درنيابد
بسته باد پنجرهاي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود
و زيان كار باد سوداي بندهاي كه عشق تو نصيب ندارد.
خداي من!
مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه
خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهاييام بخش
خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي كه تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيهگاه مني!
خداي من!
اگر آنچه از تو خواستهام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد
و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد
يارب! يارب!يارب