عجله ممنوع حتی در دانشگاه !!!

ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینه اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعده غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.

دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همه این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.

آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی آن یکی میز مانده است.

توضیح:

چقدر خوب است که همه ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم ، وگرنه احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچاره اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطه تمدن است، در حالی که آفریقایی دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد، و هم‌زمان می‌اندیشید: «این اروپایی‌ها عجب خُل‌هایی هستند!»


تأثيرگذار‌ترين عكس منتشر شده در ماه رمضان

 

تأثيرگذار‌ترين عكس منتشر شده در ماه رمضان

 

هفته گذشته یكی از خادمان مسجد الحرام كه اهل بنگلادش است، در اقدامی جالب با لیوان خود به یك كبوتر تشنه آب داد.

عكس رفتار خداپسندانه این خادم بنگلادشی، به سرعت و به صورت گسترده در سایت های خبری و صفحات شخصی در فضای مجازی منتشر شد و مورد توجه كاربران قرار گرفت.

بر اساس بررسی های انجام شده توسط برخی سایت های خبری عرب زبان، این عكس تأثیرگذار ترین و پر مخاطب ترین عكس منتشر شده در ماه مبارك رمضان امسال شناخته شده است.

تقدیم به تمام مادرای خوب دنیا...

My mom only had one eye. I hated her... she

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می‌پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?
خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.
فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی‌میری ؟

My mom did not respond...
اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

...در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

گاهی عکسی را می سوزانیم گاهی عکسی ما را می سوزاند

گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم
گاهی برای یک عکس التماس میکنیـــــــــــــــــــــــــــــــــم
وگاهی ...

راستی که خاطره با آدم چه ها که نمیکند...!


سلام مرا به وجدانت برسان

اگر بیدار بود

بپرس : که شبها چگونه میخوابد ؟



میگویند :

خدا همه جا هست

در قلبت

در روحت

در جسمت

همه جــــــــــــــــــــا

اما هنگام دعا ...

نمیدانم چرا سر به بالا و دستانمان رو به آسمان است

یک اینبار را سر به زیر دعا میکنم

خدا را چه دیدی

شاید بیشتر هوایم را داشت ... همین فردا برگشتی



چه دنیای عجیبی است

هروقت حرف دلم را زدم

دلت را زدم



گفت : حالت را نمیپرسم ، چون میدانم که خوبی

عکسهایت همه با لبخند اند

.... و نمی دانست

                   عکاس که میگوید : ( سیب )

من یاد حماقت آدم می افتم و پوزخند میزنم




ادامه نوشته

 

پیشترها به اینجا خبر رسیدندی که دو تن از همکلاسان ناجنسمان (دخترابرو کمندی+پسری به ظاهرجدی) هردو با عینک های دودی در خیابان بلندی،درحالیکه قصد هم کردندی ،رویت شدندی.پس از فرایندی آن دو در مکانی باهم به پچ و پچ پرداختندی.از آنجا که این ملاقات و صحبت طول کشیدندی حدود یک ساعت و اندی،ظاهرا گفته میشده سخنان خوشایندی برای آینده ای که دور نیست چندی.نگویید که ندیدبدیدی چون به این دوشخص اصلا نیامدندی و خوب بند را آب دادندی اما عشق که این و آن نشناختندی! نامشان را نمی گویم عمدی تا اگر جزا اختصاصی نپاسیدندی و دونفری آنرا می خواندندی به من نگویند باز شایعه پراکندی،یا زین پست رسد بر آنان گزندی.گرچه می گذرد از این واقعه دو ماه وخردی اما گفتم خبرت کنم که هم بخندی وهم تو این پست را پندار چون پندی، که همه دست جنباندندی،لیک تو هنوز یکه وتنها ماندی.

از آنجا که می پسندیم فیلمهای هندی ،با آرزومندی خوش داریم که گر بختشان کند مددی و ستاره شان در طالع هم افتندی،اوقاتشان بگذرد به رندی و شادی و دور مانند همی زتندی و روزگارشان شود قندی.

پی نوشت:چیه؟کنجکاو شدی!؟ نکند تو هم انان را دیدی و لب به دندان گزیدی؟!شاید هم انان را حدسیدی!بحدس ببینم بلدی،اگر حدسیدی و نامشان را بردی الحق که هشتاد منهای صدی اما ازما نداشته باش انتظار تاییدی.

                                                                                       

 سلام دوستان.حالتون روبه راهه/اگه اره رو به کروم راهه؟خونتون؟خب خوش بگذره فقط قبل رفتن یه کم بخندونمتون بعد برید.نظر هم یادتون نره 

1-چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند! اتفاقی که در آخرین سه شنبه سال می افتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی به جای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یک فیلم که موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد!


۲- خانه تکانی: تکان خوردن خانه، نوعی زلزله بدون خسارت جانی که البته در برخی موارد همراه با خسارتهای شدید مالی (از جمله تعویض مبلمان، پرده ها، تلویزیون و…) می باشد، نام یک نوع ورزش که در آن مردان “کوزت”وار اقدام به شست و شوی شیشه منازل و تمیز کردن خانه می کنند.
توضیح مرتبط:ای کاش به جای این همه خانه تکانی کمی هم به خانه دلمان تکانی می دادیم…


۳- خرید نوروزی: روزهای کشیدن چک، روزهای حسرت کشیدن پشت ویترین مغازه ها، روز” بابا من اینو می خوام “،”بابا من اونو می خوام”، روز درک معنی فاصله طبقاتی به کمک تک تک سلولهای بدن.


۴ - جلو کشیدن ساعت: سنتی قدیمی که با توجه به تحقیقات بعمل آمده چندی، کنار گذاشته شد. عملی که از ۱۵ سال پیش با هدف صرفه جویی در مصرف برق انجام می گرفت اما چندسال پیش برخی محققان، دریافته اند که این عمل هیچ تأثیری درکاهش مصرف برق ندارد و مردم کشورمان هم در این ۱۵ سال سر کار بوده اند و الکی هی ساعتها را جلو و عقب می کشیده انداما برای سرگرمی مجدد باز به این روش رواوردند!


۵ – مسافرت نوروزی: ترفندی برای جیم شدن از دست مهمانان نوروزی. فرصتی طلایی برای مأموران راهنمایی و رانندگی… البته نه برای جریمه کردن بلکه برای ارشاد رانندگان خطاکار!


۶- روبوسی: سخت ترین جای دید و بازدید. معمولاً بعد از دست دادن انجام می گیرد.
یک خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطیلات نوروزی از خوردن پیاز و سیر جداً خودداری کنید.


۷ – عیدی: انگیزه اصلی برای رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسیار سخت است. معیاری مناسب برای سنجش این که هر فرد چقدر دوستتان دارد.


۸ - رژیم غذایی: احتمالاً در طول تعطیلات نوروز کلاً بی خیال این مورد شده اید، موردی که هم گرفتنش در طول تعطیلات باعث پشیمانی است و هم نگرفتنش!


۹ - برنامه های نوروزی تلویزیون: یک سریال عشقولانه که در طی سیزده، چهارده قسمت در آن جوانی بی”وفا” (که تریپ صحبت کردنش اصلاً به تقلید از”محمد رضا فروتن” نیست) سعی می کند “وفا”دار شود. یک عالمه فیلم سینمایی شامل ۳ تا ماتریکس، یک دونه مرد عنکبوتی و… همچنین پخش جومانجی برای هزارمین بار.


۱۰ – سیزده به در: روزی که جماعت از خانه هایشان به مقصد کوه، دشت و بیابان خارج می شوند. روز طلایی دزدان. روزی که به جنگل می رویم و در آنجا آشغال می ریزیم، شاخه های درختان را می شکنیم و طبیعت را از بین می بریم. شاید به همین علت در تقویم، نام سیزده به در را “روز طبیعت” گذاشته اند.


۱۱- چهارده فروردین: یکی از روزهای سخت سال. روزی که پس از ۲۰ روز خوردن و خوابیدن مجبوری دوباره صبح زود از خواب بیدارشوی…
۱۲- روزهای بعد از تعطیلات: زمان پاس کردن چکها(برای پدران محترم)، نشستن پای لرز بعد از خوردن آجیل (این روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خیلی چیزها باعث لرزش پا می شود!) روزهای سختی که باید ناخواسته خوردن شیرینی و میوه را ترک کنید. روزهایی که قبض تلفن و موبایل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شدوازهمه بهتتتتتتتتتتر!!!دیدن همکلاسیای خوبتون ازجمله خودم. 

موفق باشید.

                   هرگزاین چهارچیزرادر زندگیت نشکن

                                اعتماد.قول.رابطه وقلب

                      زیرا اینها وقتی که میشکنندصداندارندولی دردبسیاری دارن... 

سپاس ودعوت

اين چند سال تحصيل علم گواراي وجودتان.بعضي ها بدشان نمي آيد چند ترم ديگري هم مهمان دانشگاه باشند تا بلکه بتوانند چند صباح ديگري از خدمت مقدس سربازي بگريزندویا باگفتن این جمله که علم بهتر از شوهرداری است،بهانه ای برای شوهرنکردن داشته باشند.
اما خانم دادستان.کاش فامیل ایشان را درست بگویند.وحال که ترم های اخریست که ایشان این پست مهم (کارشناسی باغ ها)راهمچنان تحمل می کنند اساتید تازه فامیل شان را یاد گرفتند ودرست تلفظ میکنند.حال کسره یا سکون دادن مهم نیست مهم این است که همکلاسی ما هست وبرای ماعزیز.

همینجا به شما تبریک میگوییم که به جمع متاهلین البته دختران کلاس اضافه شدیددعا میکننیم که متاهل بعدی یکی ازما(من نه!!اینجا منظور همه هست)یکی از پسران باشدشاید ترس از اینده است که مانع زن گرفتن میشود ولی هم اکنون مژده میدهیم که با راهکار زیر میتوان به همه چیز دست یافت.

من و یا ما ویا شما پسران میتوانیم با گرفتن یک خانم نابینا یا کم بینا از کل خدمت سربازی معاف بشویم و از مزایای دیگری چون:1.گرفتن مسکن رایگان 2.گرفتن بن های متعدد3.گرفتن وامهای متعدد4.ثواب اخروی و...دست یابیم.

به پسران خواننده ی وبلاگ پیشنهاد می کنم به این موضوع فکر کنند و خیالشان تخت باشد که چنین خانمهایی آشپزی هم بلدند و هم خیاطی و کار کردن بیرون خانه هم که برای ایشان موضوعیت ندارد.هزار و یک حسن دیگر هم هم هست که از حوصله ی این پست خارج است.سوژه هم هست فقط به این شرط که سکه ی من یادشان نرود. .... 

گذشته ازشوخی دست شما بابت شیرینی بسیار متشکر وهشدار به اقا وبه احتمال زیاد خانم متاهل بعدی درصورت تمایل برای اوردن شیرینی تاکیدمیکنیم که خامه ای نباشد واگربود ان را....

و اما مطلب اصلی

از شما دعوت به عمل می اید که چند ساعتی را در داخل دانشگاه و یا یکی ازبوستان های شهر در تاریخ پنج سنبه از ما پذیرا باشید.به استحضار میرسانم که این دفعه به اجازه ی کسی نیاز نیست

خیلی رسمی شد نه!!!!موافقا بدوووویین نظر بدین که منتظرم

می دونی سوتی یعنی چی؟؟؟

سوتی یعنی اینکه داری بانهایت اعتماد به نفس جواب سوال استاد رو اشتباه میدی

سوتی یعنی اینکه سرجلسه امتحان باچندبرگ تقلبی دستگیربشی

سوتی یعنی اینکه داری باکمال خودخواهی وسط سالن مطالعه قدم برمیداری که ناگهان یه چیزلیز زیرپات می ره وکلی ضایع میشی

سوتی یعنی اینکه داری بی هوا در یه کلاس رو بازمیکنی ومیبینی که استادودانشجوها با تعجب به تو زل زدن

سوتی یعنی اینکه به بابا بگی دارم میرم دانشگاه ولی نیم ساعت بعدبادوستای گرامی درحال لایی کشی توی خیابون رویت بشی(واقعا که اخر ابروریزیه)

سوتی یعنی اینکه به یکی قول ازدواج بدی وبعدهمون ادم تورو دست تودست یکی دیگه ببینه

سوتی یعنی اینکه داری برای یه ادم اسم مستعار انتخاب میکنی وندونی که خودشم می دونه

سوتی یعنی اینکه داری جلوی پسرای کلاس باگوشیت حرف میزنی یهو گوشیت زنگ بخوره...

سوتی یعنی اینکه لباس نوبخری بری دانشگاه که همه خیره شن!بعد همکلاسیت بهت بگه چرا اتکتش رو نکندی...

سوتی یعنی اینکه ترم اول باشی وساعت هشت کلاس داشته باشی وهفت بیای ومنتظر مراسم صبحگاهی باش.

 به سلامتی های پر محتوا

به سلامتی..........

 

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته

بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .

.

.

          بسلامتی اون دختری که حاضر زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه . . .

ادامه نوشته

تست هوش

4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....


سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.



سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟


سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟



جواب: Nunu؟



نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا

[تصویر: midonesti.gif]

عشق

با سلام و هر چه داریم و هر چه دارند و داشتند فدای هر چه دوسته با وفا 

 چطورین ؟ بابا ای ول به دوستای گلی مثل شما............  نور بباره به قبرتوووووووووووووون  .........

 قربون اون دوستایی که منو تنها نذاشتن و بهم نظر دادن....قابل توجه بعضی هاااااااخووووب خیلی از دوستاهم ازم گلایه می کردند که دددددددددددددددد     زود باش اپ کن....دیر میام چون بدم میاد که تو وب مطالبی را بنویسم که همه میدونن...واقعا بعضی دوستان این مدت خیلی بهم لطف داشتن...ازشون ممنونم....

                          دیگه اسم نمیدم...اخه گل زیاده ه ه ه ه ه ه ه ه ه

 وووووووای بعضی از وبها کلی پیشرفت کردند......آفرین

  یه دست بزنین واسه اوناااااااااااااا....دست ....دست....

بیاین ماهم پیشرفت کنیم پس بعدخوندن پست نفری باید  ی  نظر بدین .....خووووب ..........    به جز یه نفر که حدودا باید ۱۳۶۸ تا نظر واسه من بده.......... اره دیگه خود تو را میگم.........اره تو........

خواستیم کمی از حرف دل بگوییم...کمی از حرف دل خودم .....کمی از حرف دل شمااااااا اصلا میدونین عشق یعنی چی؟ شاید بعضی بگن تکراریه...ولی..من برات متفاوتش میکنم...

یکی از بزرگان در مورد عشق گفته بود:

به سه چیز تکیه نکن: غرور ، دروغ ، عشق...

آدم با غرور می تازد... با دروغ می بازد...

........با عشق می میرد........

می دونی راز عشق در چیه ؟ راز عشق در این است که بیشتر با نگاه

حرف بزنی...زیرا چشم ها پنجره های روح هستند....

اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده کنی ، مثل این است که پنجره ها را با

پرده های زیبا بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.....خوب دیگه دیگه ......دیگه اینکه....

دیگه نوبت درس و دانشگاه رسیده...من....

نمیتونم زود زود بیام...اگه کمتر اومدم....از من ناراحت نشین....

            .......................  حرف اخر  ...............

   دوستون دارم خوب درس بخونین مراقب خودتون باشید.

مطالبم را بخونید.....نظر هم یادتون نره ه ه ...

 به درود....

مراحل دانشگاه

 

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.

وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.

وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای

این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور

مور میشه...

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه

بغلیمونه.

دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!

پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

شعر

سلام دوستان:این پایین براتون ی شعرنوشتم که فقط جنبه طنز داره وحتما گوشزد کنم که من عاشق رشتمم شماچی؟؟؟فقط میخوام باهم بخندیم.

اول اشعار با نام خدا

با سلامی خدمت اهل صفا

"نسل بعد از نسل بعد از من" سلام

نسل شوت و نخبه و لمپن سلام

بشنو از من چون حکایت می کنم

درد دانشجو روایت می کنم

در هوایی سرد شعری گفته ام

بشنوید از درد شعری گفته ام

"سینه خواهم شرحه شرحه از فراق"

تا بگویم فرق خر را با الاغ!

"سر من از ناله من دور نیست"

گرچه اصلا سور و ساتم جور نیست

شعر من معجونی از زخم دل است

تحفه ای آورده ام ناقابل است

زخم را با طنز قاطی می کنم

ادعای گنده لاتی می کنم

شعر من درد من و زخم شماست

کار آن وا کردن اخم شماست

میل داری کشف راز خویش را

تیز کن گوش دراز خویش را!

من جوانی خنگ و پیروزی شدم

یک دو سالی پشت کنکوری شدم

ادامه نوشته

مسابقه

Red face یک مسابقه جالب بین دخترها وپسرها( شرکت کنید !!!!!!!!!!!!!!!!!!)

سلام دوستان..................به این صورت مسابقه انجام میشه که اعداد از 100 شوع میشه و تا 300ادامه داره
میانگین اینارو من200مینویسم و بعد از من هر آقایی که وارد شد یک رقم به رقم نفر قبلی اضافه میکنه و اگه خانوم وارد شد یک رقم از رقم نفر قبلیش کسر میکنه

خانوما اگه به عدد 100 برسن برندن و آقایون اگه به 300 برسن برندن
هر نفر هم فقط یه عدد وارد میکنه و نظری هم اگه داره یا حرفی میخواد بنویسه میتونه بنویسه..ولی یک نفر نمیتونه چند بار پشت سر هم بیاد و عدد بنویسه مگه اینکه یکی بعد خودش بیاد و ایشون بعد ایشون بیاد و عدد بزنه
ببینیم خانوما بیشتر میان وب و نظر میدن یا آقایون و کدومشون مصمم ترن برای برد
__________________

به به سلام هم کلاسی های اکتیو! خودم.

از تیرماه تا حالا ندیدیمتون!دلم برای همتون خیلی تنگ شده بود! تو این چندوقت چه ها که نشد، کیا به چیا نرسیدن و کیا به چیا رسیدن!

حالاکه ترم جدید شروع شده وبلاگمون هم باید نو بشه.ولی دارید کم لطفی میکنید ونظر نمیزارید.پست سعید هم که بی نظر مونده بابا شما بیاین بگین مخالفین ما انتقادپذیریم.همه نظری قبوله!

این روزها خبر از اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها است،یحتمل شنیده اید که قرار است قربالی صورت گیرد تا اناث از ذکور منفک شوند.

اگر هنوز دانش می جویید ودر دانشکده رفت و امد دارید مستحضر گشته ایم تا به اطلاعتان برسانیم که شاید تاچندی دیگرساختمان اشرفیستانی ها برایمان بسازند ویک طرف ان زنانه وطرف دیگر مردانه باشددرب ورودی برادران  وفضای برادرانه کاملا اختصاصی گشته و برادران گرامی نتوانند از کنارخواهران تردد فرمایند وازدیدن معشوقه برای دقایقی محروم گردند والبته مشابه این برای خواهران گرام.رویداد دیگر اینکه سراویس هم مکانشان به سردرانتقال یافته و شایستگی این را یافته ایم که قدم های مبارکمان را برخاک دانشگاه نهاده وبا اینکار به ۳ نتیجه مهم دست یابیم:

۱)ورزش کرده ایم ۲)مغزمان فعال میشود ۳)به حرف جناب روستای عزیزعمل کرده ایم

از همه مهمتر اینکه مسافتی رااز کنار باغچه ها از چمن ها و گلها و درکل فضای سبز وکوایر ان ملذذتر گردیم(لذت بیشتری ببریم) البته اینها برای ما چندان توفیری ندرند.

دیگر اینکه این لااختلاطی منجر به ایجاد جبهه های مخالف گشت وبجای اینکه شاهد ازدواج های دانشجویی باشیم اغلب شاهد دوئل های دانشجویی بودیم و حیف که اگر این نبود پست های اینجانبان هم داغتر و نچسب تر می بود .

این خودش خیلیه !!!نوشتم که دسته کم نگیرین

و اما متاهلین گرامی:

برای انتخاب نوع شیرینی که به این مناسبت تصمیم به خرید آن دارید با کلیه عروس خانم های کلاس که در وبلاگ از آن ها نامبرده شد+(خانم امیرتیموری) بمشورتند زیرا عروس های مذکور از بس به همکلاسی ها شیرینی داده اند!؟ با نوع سلیقه و مزاج تک تک همکلاسی ها آشنایی کامل دارند.

تنها

یه روز بهم گفت : می خواهم باهات دوست بشم آخه می دونی من خیلی

تنهام ، بهش لبخند زدم و گفتم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه

بهم گفت: می خواهم تا ابد باهات بمونم آخه می دونی خیلی تنهام ، بهش

لبخند زدم و گفتم: آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه

بهم گفت: می خواهم برم یه جای دور یه جایی که هیچ مزاحمی نباشه

وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام،

بهش لبخند زدم و گفتم : آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام ، یه روز

تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه می دونی من اینجا

خیلی تنهام ، براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم فکر خوبیه منم خیلی

تنهام، یه روز دیگه تو نامه برام نوشت : من قراره با این دوستم تا ابد

زندگی کنم آخه می دونی من اینجا خیلی تنهام ، براش یه لبخند کشیدم و

زیرش نوشتم : آره می دونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام !!! حالا دیگه اون

تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم

می کنه اینه که هنوز نمی دونه من خیلی خیلی تنهام.....

ادامه نوشته

ترین ها

همکلاسی عزیز و خوبم سلام

متاسفم.

همیشه با ذوق و شوق فراوان و به عشق تمامی دوستان همکلاسی وارد وبلاگ می شدیم و پستی را می گذاشتیم  اما این بار با کوله باری از غم و اندوه و شکایت این پست را می گذاریم . شکایت از برخی همکلاسان که جنبه ی پایین خود را نشان دادند و  شکایت ازبی ذوقی برخی از همکلاسان که جای تاسف دارد ، شکایت از گذر فرصت های شیرین  روزهای دانشجویی و بی اهمیت بودن دوستان نسبت به این موضوع و شکایت از ...

شایان ذکراست که من تمام سعیم را کردم ولی اخر ترم بود و ما میخواستیم بامجوزبریم که همه حضورداشته باشند واگرجزاین بود هر روزی که اراده کنیدمیرویم

حال تصمیم گرفتم ترین های کلاس رابنویسم که البته جنبه طنز دارد وهیچ سوء نیتی ندارم ودر ان صفات برخی از دوستان را که احساس کردیم شاید جنبه بودن نامشان در ترین ها را  دارند نوشتیم .

"ترین" های دانشجویی

این متن بدون هیچ سوء نیتی نوشته شده،لطفازیاد جدی نگیرید.تنها یک شوخی ست در این روزهای پایانی ترممان
  1. مامان ترین دانشجو:خانم اسکندری
  2. آنتن ترین دانشجو:خانم ن.م(نه منظورم اینه نمیگم)
  3. زرنگ ترین دانشجو:خانم پروازه( ایشان در طول۲سال دانشجویی نه تنها عفد بلکه عروس شدند 
  4. فداکارترین دانشجو:منوره قاسم زاده (ایشان درطول چندترم اخیرمحض رضای همکلاسی هایشان ایثار نموده وجزوه ها را تمام و کمال می نوشتند )
  5. بی قرارترین دانشجو:خانم دادستان (همچنین آرزومند ترین)
  6. ساکت ترین دانشجو:خانم عابدین زاده
  7. گل ترین دانشجو:خانم گلستانی
  8. شریف ترین دانشجو:مریم شریفیان  
  9. ساده ترین دانشجو:خانم میرزایی(خاکی خاکیه.ولی باغیه!!!)
  10. مخلوط ترین دانشجو:خانم حیدری
  11. محجبه ترین دانشجو:خانم فردین
  12. زودترین دانشجو:مینامحمدی(هیچ وقت تاخیر ندارند)  
  13. باصفاترین دانشجو:خانم عرب زاده 
  14. مخالف ترین دانشجو:خانم حسام عارفی(ایشون سعی میکنند همیشه برخلاف مسیر رودخونه شناکنند!!)
  15. خسیس ترین ها:خانم محرابی ودلایی میلان(هنوزشیرینی نامزدیشان راندادند)


      

  1. زبل ترین دانشجو:سلمان احمدیوسفی
  2. باهوش ترین دانشجو:اقای دکتر
  3. ...ترین دانشجو: (نیاز به توضیح ندارد)
  4. یاورترین دانشجو:محمدمرادی (هروقت علی اسدابادی را دیدید ایشان یا سمت راستش ایستاده یا سمت چپش)
  5. ...... ترین دانشجو:میثم سنجری نیا
  6. ... ترین دانشجو:فروزان مهر
  7. مرتَب ترین دانشجو:علی اسدابادی
  8. پیله ترین دانشجو:آقای حاج غنی (بعداز امتحانات پایان ترم همواره استاد را تا دم خانه شان بدرقه می کنند!)
  9. بی جنبه ترین دانشجو: -----------؟! اگه جنبه داشت که بهش لقب بی جنبه ترین نمی دادم پس چون جنبه نداره اسمش رو نمیارم بمونید تو خماریش)

  10. پایه ترین دانشجو:سعید مرادی زاده

  11. جیرفتی ترین دانشجو:مجتبی ناصری

  12. مظلوم ترین دانشجو:اقای محمدخانی

 ((((آنهایی که به جایشان ...نشسته ،به دلیل نبود آزادی بیان و... سانسور شدند)))             و...

شما چیز تر و چیز ترینی بهتر به ذهنتان آمد برایمان بنویسید،آنها هم که  نامی ازشان برده نشده ما  تر و ترین به ذهنمان نرسید،شما نظری دارید حتما بفرمایید.بهترین و  شیرین ترین لحظه های تر و تازه نصیبتان

نتیجه...

قابل توجه حادسان(حدس زنندگان)که حدود 2هفته ای ست  برای ما طومار حدسیاتتان (راجع به هویت ما) را می فرستید.چه خواب سنگینی دارید.حال  به کثرت میبینیم که بعضی ما را خانم غ ،خانم م ،خانم ش، خانم ز، خانم آ ،خانم ز.م ،اقای س.ص،اقای ن ،اقای ز.و ،اقای م.ه  و (کلاخانمها واقایان باآغاز نامشان ازهریک از الفبای فارسی)....حدسیده اند!!! ما که میگوییم هستیم یا نیستیم ازکجا مطئنید؟ اما دروغ مصلحتی گاهی جایز است چون شرایط ایجاب می کند ما قبول کرده ایم فعلا ناشناس بمانیم،اینجا مجبوریم اعتراف کنیم که به حدسیاتی که از شما رد شد هم خوشبین نباشید و درمقابل به ما هم بدبین نشوید.این را دیگر مطمئن باشید که ما خودمان را معرفی می کنیم منتهی دیر و زود دارد پس لطفا سوخت و سوز راه نیندازید.مثلا اگر می پسندید یکی از ما خانم یا اقای غ باشد و بدین سبب بیشتر به وبلاگ سر میزنید بله حدستان درست است.درمقابل اگر مثلا نمی پسندید یکی از ما خانم یا اقای م باشد وبرای همین است که به وبلاگ سر نمی زنید نه حدستان اشتباه است و ما خانم یا اقای م نداریم.پس فعلا هدف آمدن شماست.اگر هرکسی نویسنده ی وبلاگ  باشد، پایه اید می ایید که دمتان گرم .اگراصلا نمی ایید و برای هوش آزمایی امده اید باید بگوییم این راه به ترکستان است وتا الان صبوری کرده و درمقابل بعضی سکوت کرده ایم و درمقابل بعضی به مصلحت راست نگفتیم،که این را به معنای هوشمندی خود منگرید.پس فعلا مقصود ان است که شما اینجا بیایید،حال هرجور پسندارید بپندارید .

وامامطلب اصلی

پیش هراستادی برفتیم وازشانس بدهمه اخر ترم بودن رابهانه کردندی وگفتندی که اگر زودترامده بودید شما را راهی هلند میکردیموهمانطور که میدانید اینجا ایران است وازاین دفتربه ان دفتر تاعاقبت جناب حسنی متین علاوه براینکه مخالفت کردندمارا نصیحت کردندکه خود رابه دردسر نیاندازید وجالب تر اینجاست که فرمودند اگررییس دانشگاه ازمن مجوزبخواهند مجوزنمیدهیم(عجب مملکت خر.....)خون خود راکثیف نمیکنیماکتیوهای گرامی با این حال ناامید نمیشویم و ۲ راه دیگر پیشنهاد میدهیم ونظر بگذارید

۱)تک تک شماوالدین را ازاین اردو باخبرکنیدکه این خودمیشود یک مجوز وبا حضور یکی از انها میرویم.

۲)نه دیگه هر سخن جایی وهرنکته مکانی دارد.پس در پایان کلاس فیزیولوژی همه بمانید ومن به اقای مرادی زاده میگویم واگر موافقت کردند واین نظر را دادندشما هم لطف کنید به کسی نگویید وفقط باغ ۸۸ بدانند.فقط باغ ۸۸.

تابعد.

کجا بریم؟

سلام همکلاشی های اکتیوم

حالا که همتون موافقین واسه مکانش هم نظر بدین.دوس دارید همین رفس باشه یا خارج از اینجا؟!!!!؟

اگه خارج ازاینجابخواین به کمک یکی دیگه ازپسرا نیازدارم.حالا کی؟

اردو یا نشست دسته جمعی

سلام هم کلاسی های اکتیو! خودم.

بعضی از شما که رفاقت را تمام کرده و بانظراتتان کلاس را گرم و پرشور کردید. اما بعضی دیگر هستند که کلاهشان را هم که باد بیاورد اینجا نمی آیند برش دارند!  بعضی دیگر هم آهسته می آیند،یواشکی وارد وب می شوند،حرف ها را می خوانند، حدیث ها را می شنوند،و پاورچین پاورچین می روند! غافل از اینکه ما آمار آمدورفتشان را گوشه ی کلاس می بینیم،راستی چرا حرفی برای گفتن ندارند؟؟!!الله اعلم.

خداوکیلی توی کلاسمون و گروهمون همه چی بین بچه ها داریم اما چیزی که باید می بود و نبود و نتونستیم اونجوری که باید بیاریمش همون رفاقت دانشجوییه. رفاقت دانشجویی رو بعضی ها با جاده خاکی اشتباهش گرفتن و بعضی هم به خیال خودشون اهل کوچه گردی نبودن.با همه ی این اوصاف دوسیم وهمکلاشی

همه بدون تعارف می دانیم که تا به امروز هیچ جمع صمیمی و متحدی در کلاس نداشتیم که همه با هم باشیم و لبخند را بر لبان یکدیگر بیاوریم . به همین دلیل برآن شدیم تا در دنیای  مجازی لبخند را بر لبان زیبای شما بیاوریم ! خواستیم با هم بخندیم

حالا با چنین شرایطی کسی پایه اردو باشه به بخش نظرات رجوع کنه بجنبید که ظرفیت پذیرش محدود می باشد. 

 پیام ما را به رفقای همکلاسی مان/تان هم که با اینجا  قهرند برسانید.نتایج اگرمورد تایید بود به رویت چشمان قشنگتان میرسد.

تقریبا نظر همتون رو میدونم وبه پشنهاد چندنفر این پست و گذاشتم .پس با اسم خودتون نظر بدین.